بسم الله الرحمن الرحیم
شعر چاپ نشده (کپی شعر بدون اسم شاعر حلال نیست )
شعری از کربلایی قادر خانبابایی ( شهرستان ملکان )


درد و دل حضرت زینب در سر مزار امام حسین در روز اربعین

کاروانی خسته از فصل خزان آورده ام
بر مزارت ای برادر میهمان آورده ام
قبرِ پاکت را ندیدم جز به جابر زائری
من ولی بر این مزارت کاروان آورده ام
پیشواز ما نیامد اکبر و عباس تو
این عزیزان را برایت روضه خوان آورده ام
ظهر عاشورا حسین جان، خیمه را آتش زدند
کودکان زخمی ات را نیمه جان آورده ام
روز کوچ از کربلا نعش تو عریان مانده بود
من کنون پیراهن ات را با فغان آورده ام
جسم پاک ات زیر آن خورشید سوزان مانده بود
بر مزارت ای برادر سایبان آورده ام
من خجالت هستم اما ای اَخا از این سخن
چون فراق دخترت را بی امان آورده ام


بیر خزان دوشدو منیم کلا پوزولدو گلشنیم


ناله هایی در دل این کودکان آورده ام
شامیان بر صورت ما خاک و گِل انداختند
این ستم کش کودکان را ناتوان آورده ام
تا به روی نیزه سنگی خورد بر پیشانیت
سر به محمل کوفتم بنگر نشان آورده ام
شکوه ها دارم ز اهل شام و کوفه ای اَخا
خطبه ای آغاز کردم شامیان شرمنده شد
اینک اما درد خود در جسم جان آورده ام
شام را تسخیر کردم ای اَخا با نطق خود
آنچه لازم بود آنجا ، بر زبان آورده ام
خون پاکت را حسین جان زنده کردم در جهان
مژده پیروزیم را ارمغان آورده ام .


شعر از شاعر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ( قادر خانبابایی ) از شهرستان ملکان
14/06/1400